زندگی باور می خواهدآن هم ازجنس امید که اگر سختی راه به تو سیلی زد، یک امید از ته قلبت به تو گوید:که خدا هست هنوز
X
تبلیغات
رایتل

زندگی آفتابی
 
لینک دوستان

صحرا نشینی معاویه همسفره بود. و بزغاله بریانى را که بر سفره بود، مى درید و به اشتهاى تمام مى خورد. معاویه او را گفت: چنان او را مى درى که گویى مادرش شاخت زده است. و او گفت: تو چنان بر او مهر مى ورزى، که گویى مادرش ترا شیر داده است .

[ 1389/03/26 ] [ 18:22 ] [ ابوعدنان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 156658