زندگی باور می خواهدآن هم ازجنس امید که اگر سختی راه به تو سیلی زد، یک امید از ته قلبت به تو گوید:که خدا هست هنوز
X
تبلیغات
رایتل

زندگی آفتابی
 
لینک دوستان

نمی دانم امروز چرا هنگام قدم زدن در قسمت پایین شهرمان ودیدن بچه ها در زمین های خاکی یاد شعر زیر افتادم ؟!   

راستی چرا آموزش و پرورش ما این گونه اشعار را از کتابهای درسی ما حذف کردند؟!!! 

آیا مسئله سیاسی است یا ؟!!!!!!!!! ولش کن بابا ما هم شدیم مثل مسولان به همه چی رنگ سیاسی میدیم ؟ 

 

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی ,            فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم ,             کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست ,     پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت ,           این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است ,  این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است ,      آن پادشا که مال رعیت خورد گداست
بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن ,           تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست  

 

[ 1391/01/08 ] [ 19:55 ] [ ابوعدنان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 156164