زندگی باور می خواهدآن هم ازجنس امید که اگر سختی راه به تو سیلی زد، یک امید از ته قلبت به تو گوید:که خدا هست هنوز
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زندگی آفتابی
 
لینک دوستان

 امروز طبق معمول فرزندم را در معیت خودبه  گردش درسطح  شهر بردم . درحال گشت وگذار وجفتک پرانی بودیم که ای بابا طبق معمول دچار ترافیک شدیدالحنی شدیم اولش بگم که شهر ما توسط یک جاده آسفالته به دو نیم تقسیم شده وجالب اینکه ماشینهای غول پیکر ونیمه غول پیکر از وسط شهرمان می گذرند  وبه همین خاطر همیشه ترافیک داریم البته ما کمربند نداریم به همین خاطر همیشه شلوارمان را با دستمان می گیریم واز جاده رد می شویم وبرای خرید از اون ور شهر باید یک نفرشهید بشه تا بتونیم یک کیلو پیاز بخریم!( این دیگه خیلی واضحه که لافه ولی نزدیک به واقعیته)   

حالا چرا در این وضعیت ما بیرون رفتیم؟  

جواب :چون ما کارمندیم و در مناطق بد آب وهوا یی قرارداریم 25درصد به حقوقمان اضافه شد البته قبل از انتخابات ! 

به همین خاطر با 25درصد حقوق دریافتی ،من وفرزند برومندم به بازار رفتیم .مادر عدنان را هم باخود نبردیم (اگه می خواستیم با خودمان بیاریم باید افزایش حقوق 300درصد باشدفلذا به بهانه نان گرفتن زدیم بیرون ) 

چشمتان روز بد نبیند قیمتهای اجناس 250در صد افزایش پیدا کرده بودند فکر کنم مسول چاپ احکام یه دونه صفر ناقابل را جا انداخته بود چون وضیعت حقوق با بازار هم خوانی نداشت. این را هم فرزند ابلهمان هم فهمید!

فلذا باخریدن یک یخمک و ربع کیلو تخمه لیمویی به یاد یکی از دوستان ! به خانه برگشتیم  

به سراغ اینترنت رفتم چشمتان دوباره روز بد نبینه ! 

انتخابات تموم شده و وزیران بخشنامه را دستکاری کرده بودند وبا اضافه کردن کلماتی بلانسبت علکی 25درصدافزایش حقوق  ما را لغو کرده بر باد دادند (مدرک عکس زیر از بخشنامه  این که دیگه لاف نیست) 

حالا سوال : اگر انتخابات نبود ما می توانستیم یخمک بخریم وبچه مان را شاد کنیم؟!!!!!!!!! 

نتیجه  : انتخابات خیلی خوبه اما قبل  ازپایان آن

[ 1391/01/24 ] [ 17:11 ] [ ابوعدنان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 156144