زندگی باور می خواهدآن هم ازجنس امید که اگر سختی راه به تو سیلی زد، یک امید از ته قلبت به تو گوید:که خدا هست هنوز
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

زندگی آفتابی
 
لینک دوستان

ای بابا دلمان خوش بود به غذاهای نذری ! 

بچه که بودیم هر جا غذای نذری می دادند قابلمه بدست وبا سرعت جت خودمان را به محل واقعه می رساندیم وبا روشهای مختلف از جمله ایجاد رعب و وحشت ویا با استفاده از زور ویاپارتی بازی  قابلمه ی به ارث رسیده از آبا و اجدادیمان را از غذای نذری پر می کردیم وتا چند روز اهل منزل از برکات غذای نذری متنعم می شدند .  

نمونه ای از غذای نذری   

البته قبلا مردم فقط برای تبرّک غذا می بردند لاکن با گذشت زمان وتاثیر گرانی ونوسانات طلا ودلار  نیت مردم عوض شد و علاوه بر تبرک ،سیر کردن شکم ،نیز بر اهداف بردن نذری اضافه شد! 

به همین دلیل چند ماهی است که طی کلاسهای فشرده تمام تجارب خود در زمینه جمع آوری نذری را به فرزند برومندم آموزش می دهم

(لازم به ذکر است در اطراف کلاس افراد خانواده نشسته اند و به صورت درس خارج از بیانات اینجانب بهره مند می شوند)

ولاکن مادر مرده دل به کار نمی دهد. واز جو دمکراسی حاکم بر منزل سو ء استفاده می نماید .  

مثلا دیشب موضوع کلاس ما در مورد ((تشخیص علت تجمع مردم ))بود  

که نامبرده می فرمایند:کلا ما نباید هر نذری ویا غذای مفتی را بخوریم  

با گفتن این جمله جو کلاس متشنج شد وهمهمه ای در منزل به راه افتاد.  

از آنجا که اینجانب طرفدار دموکراسی می باشم با تسلت ! کامل بر اعصاب خود؛دلیلی برای گفتن جمله اش خواستم .

نامبرده با نشان دادن خبر ذیل مشت محکمی بر دهانمان زد.  

آش‌ نذری400 نفر را به بیمارستان‌ فرستاد   

(با کلیک بر خبر فوق منبع نمایان می شود)  

ما ماندیم چه بگوییم؟  

اگر تصدیق کنیم کلاسمان تعطیل می شدو از گشنگی تلف می شویم واگر تکذیب کنیم باز هم ممکن است تلف شویم!  

[ 1391/07/15 ] [ 23:25 ] [ ابوعدنان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 156144