زندگی باور می خواهدآن هم ازجنس امید که اگر سختی راه به تو سیلی زد، یک امید از ته قلبت به تو گوید:که خدا هست هنوز
X
تبلیغات
رایتل

زندگی آفتابی
 
لینک دوستان

آدما مثل عکس هستن ؛
                         زیادی که بزرگشون کنی ،
                                                 کیفیتشون میاد پایین .
  

جمله بالا را که مشاهده می فرمایید فرزند ارشدم آورده ،گذاشته جلوی انظار عائله ،آن هم بر سر سفره افطار،که ابوی گرام لطف فرموده آن را در ۱۰خط توضیح دهید . 

(فسقلی ما را یاد مکتب خانه زمان کودکیمان انداخت که معلم مربوطه یک سوال نیم خطی می فرمودند ،می گفتند در ۱۰۰سطر توضیح دهید وخودشان به خواب می رفتند) 

ماهم  که از طرفی براثر صیام معده مان روده  شده واز طرفی چون راه مغز از معده می گذرد مغزمان غذارسانی نشده ،قدری تامل فرمودیم وبادی به گلو انداختیم تا وقت کشی کنیم وزمان افطار فرارسد و من حیث المجموع در  جمع خانواده ضایع نشویم . 

فرمودیم : فرزندعزیز تو می دانی که ما هر چه می گوییم می شود سیاسی  !

جواب دادند:تا حدودی  حالا چه ربطی دارد به جمله بالا ؟جواب را بلد نیستی ؟ 

(آدم بی سواد می خواهد از جو آزادی بیان حاکم بر منزل سوء استفاده کند ولی ما شیطان تر از اوهستیم)

با لبخند مزخرفی در حالی که سر می جنباندیم فرمودیم : ربط دارد قبل از اینکه وارد بحث شویم باید قول بدی که به کسی از آنچه با تو تکلم می کنم چیزی نگویی . 

فرمودند :سمعا وطاعتا .

گفیتم :دیدی در بعضی از مجالس که بعضی از اشخاص در   زمینه ای اطلاعاتی دارند وقتی وارد مجلسی می شوند خیلی بیش  از اندازه به آنها احترام می گذارندوآنها جوگیر شده ودر همه مسائل از جمله سیاست واقتصاد وامثالهم نظر قطعی می هند هرچند که به احتمال زیاد در غلطند ؟ 

فرمودند :دیدم مثل آقای .......( نام محمد مرغ فروش را نقطه چین زدیم  تا غیبت نشود)

 بله فرزندم اگر ما بیش از اندازه به این شخص بها نمی دادیم وفقط به اندازه ارزش واقعی آن احترام می گذاشتیم این طور نمی شد؟ که وی در مورد وسایل سنگین و امورات فرمانداروکنترل جمعیت  و...نظر بدهد.

(فرزند ارشدم مات ومبهوت نظاره گر لبانم است بدطوری زدیم تودهنش فکر کرد ما نمی فهمیم خواست در جمع اهالی منزل ترور شخصیتی بکند ما را )  

سپس ما افزودیم : بعضی وقتها ما علاوه بر آن به بعضی چیزها وبعضی اشخاص بیش از اندازه تقدس می دهیم که این کار دیگر بدتر از اولی است . 

آنقدر مقدس می شود که اگر اشتباهی بکند ما نمی توانیم بگوییم اشتباه کرده . چون تمام کارهایی که انجام دادیم باستناد حرف او بوده . پس ناگزیریم اشتباه بزرگ تری انجام دهیم و آن دفاع از اشتباه است.(در این موقع ما ایستاده بودیم وتمام خانواده مار اتماشا می کردند خیلی خوشمان آمدو...)

فرزندمان می گوید : ممکن است مثالی بفرمایید؟! 

اینجانب گفتیم : پدر سوخته فکر کردی ما ابلهیم ؟! می خواهی دودمانم را به باد بدهی نتوانستی مرا ترورشخصیتی کنی می خواهی ترور جسمی بکنی ؟مثالش بخوره توسرت تو چرا از آزادی بیان سوءاستفاده  می  کنی ؟  

کل خانواده بلاجبار حرف مرا تصدیق کردند

بله وما عصبانی شدیم البته عصبانیت مصلحتی !وگرنه معلوم نبود چه بلایی بر سرما بیاید. و جوگیر شدیم در مورد چند قضیه دیگر هم چند فرضیه ونظریه صادر نمودیم .در اینجا بود که مثال عینی گیرش آمد.!!!!

اذان گفت وما افطار کردیم . وفرزند ابلهمان همانند آمریکا نتوانست غلطی بکند. 

[ 1391/05/24 ] [ 01:52 ] [ ابوعدنان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 157226