زندگی باور می خواهدآن هم ازجنس امید که اگر سختی راه به تو سیلی زد، یک امید از ته قلبت به تو گوید:که خدا هست هنوز
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زندگی آفتابی
 
لینک دوستان

با سلام خدمت دوستان خوبم

نمی دانم چرا بعضی مشکلات با اینکه کوچکند، لاینحل هستند واعصاب آدمیزاد را خرد می کنند!

نمونه عرض می کنم .

تلویزیون این جعبه جادویی را می گویم .

شرح ماجرا:وقتی خسته وکوفته برمی گردیم منزل شخصی، می خواهیم تلویزیون تماشاکنیم شاید خستگیمان برطرف شود . 

وقتی به تلویزیون می رسیم فرزندبرومندمان طبق قانون اساسی  در حال تماشای کارتون می باشند هرچه التماسش کنیم افاقه نمی کند. هم او سمج است وهم قوانین حقوق کودکان پشتوانه او هستند.

فلذا با استفاده از الفاظ مستعمل در سرکوچه ومیدان بدرقه مان می کند!!!!  

لعنت به این آمریکایها!!! اگر چهارراه .میدان را اختراع نمی کردند چنین الفاظی هم پدیدنمی آمدند.

از آنجا که می خواهیم کانون گرم خانواده گرم باشد سیاست سکوت را اختیار می کنیم .وبه منزل مادریمان می رویم تاآنجا مقداری اخبار تماشما کنیم. 

وقتی وارد می شویم با منظره عجیبی مواجه می شویم .مادرمان مدتی است تغییر رویه داده وبجای شبکه خبر ، رازبقا تماشامی فرمایند! 

این حقیر با کمال متانت ورعایت ادب می گویم :مادر جان اگر ممکن است اخبار رابگیر ببینیم کره شمالی چه خاکی بر سر کرده ؟ 

می فرمایند : اولا اخبار ایران همش دورغ است دوما ما راچه به کره شمالی ؟  

می گویم :اخبار ایران دروغه؟!! 

می فرمایند:په نه په دروغشون اخباره ! 

ما: دهانمان تا بناگوشمان از تعجب بازشد.(پیرزن وپه نه په!)

می گویم :لا اقل بزن  شبکه دو از احکام ومعارف استفاده کنیم . 

می فرمایند:شما همین مقدار که از احکام یادگرفتی را عمل کن بقیش گردن من !!! (کلارسیده به مقام مرجعیت عرفانی )

عجب نامردیه این مادرمان ! 

از بس که به این راز بقا نگاه کردم تمام میمون ها را بهتر از مادرشان می شناسم . اصلاوقتی میمونهادر مورد اصل ونسب خودشان اختلاف نظر پیدا می کنند می آیند از این حقیر می پرسند.

وقتی مادرم دیدعصبانی هستم برای چندثانیه شبکه یک را گرفت می بینم اخباردر مورد زندگی نامه میمونی که ایران به فضا فرستاده گزارش پخش می کنه !!!!! 

مادرمان هم یک نگاه عاقل اندر سفیهی به ما انداخت ودوباره به تماشای رازبقا ادامه داد. 

خلاصه ماندیم چه کنیم ؟   

یه تلویزیون دیگر در انبار منزل داریم .خواستم استفاده کنم  که متاسفانه شاخ گربه شیشه اش را شکانده است !! 

(علت شکسته شدن شیشه تلویزیون را فرزندبرومندم به این حقیر اطلاع  رسانی فرمودند.)   

خلاصه شدیم مثل شوروی سابق. با جهان در ارتباط نیستیم . 

مجبور شدم به خانه همسایه بروم تا کمی اخبار گوش بدهم . 

همسایه مان را گریان یافتم وعصبی ! 

علت را جویا شدم فهمیدم که یک فروند دزد، دیش ماهواره آنها را دزدیده است وگویا علاوه بر این خانه ،از چند خانه دیگر هم دیش دزدیده شده واز آنجایی که مالکان نمی توانند شکایت کنند،بسیار عصبی هستند. 

به ناچار به منزل برگشتم تا ملت ایران کمی تلویزیون تماشا کنند چون اگر اصرار بر تماشای تلویزیون بکنم یحتمل که تلویزیونهای کل ملت دچار مشکل شوند. 

گفتم شاید مسولان بررسی کنند.

 

[ 1392/01/21 ] [ 15:36 ] [ ابوعدنان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 156144